
هميشه رسمم بر اينه كه قبل از خواندن كتاب يا ديدن فيلم يا نمايشي مطلبي در موردش نخوانم. ولي امروز فكر ميكنم وسوسه شدم و يه بار از رويهام عدول كردم.حالا چرا و چگونه عرض ميكنم.
فلاش بك:در نمايشگاه كتاب امسال يكي از مواردي كه كنجكاوي بسياري را برانگيخته بود خبري بود مبني بر انتشار و عرضه اولين رمان داريوش مهرجویی كه البته محقق نشد.
در شماره اين هفته شهروند امروز بخشي اضافه شده است به نام جنگ شهروند كه در برگيرنده داستانهاي كوتاه و اشعار نويسندگان و شاعران ايراني و خارجي است.
يكي از اين داستانها، قسمتهايي از بخش آغازين رمان ”به خاطر يك فيلم بلند“ نوشته داريوش مهرجويي است كه گفته ميشود به زودي؟؟!! توسط نشر قطره منتشر خواهد شد.
به هر شكل نام داريوش مهرجويي و نيز زماني كه به انتظار چاپ اين كتاب سپري شد، دليل كافي بود تا تسليم وسوسه خواندن اين بخشهاي هر چند كوتاه از كتاب شوم. و پس از خواندن حسي در من به وجود آمد همچونانكه در بيابان تشنه باشي و جرعه آبي به تو بدهند و با وعده چشمهاي زلال به انتظار بنشانندت. شيوايي و رواني متن، مباحث اشاره شده و نيز واژگان و تعبیرات به كار رفته در آن به گونهايست كه از داريوش مهرجويي غير از آن انتظار نميرود. مهرجویی در این رمان سرگذشت پسر جوان فیلمسازی را روایت می کند که همیشه فیلم های کوتاه ساخته و برای اولین بار می خواهد فیلم بلندی بسازد . شخصیت این رمان هنگام ساخت این فیلم بلند در گیر ماجرايی عاطفی می شود.
داريوش مهرجويي متولد ۱۳۱۸ درسن بيست سالگي برای ادامه تحصیل به دانشگاه UCLA رفت و در سال ۱۳۴۴ از این دانشگاه در رشته فلسفه در مقطع كارشناسي فارغ التحصيل شد. او در همین سال سردبیری نشریه پارس ریویو را عهدهدار بود. از آثار مکتوب او می توان به ترجمه "بعد زیبایی شناختی و زیباشناختی واقعیت" (هربرت مارکوزه)، "جهان هولوگرافیک" (مایکل تالبوت)، "یونگ، خدایان و انسان مدرن" (آنتونیو مورنو)، "نمایشنامههای غرب واقعی و طفل مدفون" (سام شپارد) و "آوازهخوان طاس و ترس" (اوژن یونسکو) اشاره کرد.
یک توضیح : وعده داده بودم درباره کتاب ارواح نوشته پل استر مطلبی بنویسم که شوق خواندن رمان مهرجویی آن را به بعد موکول کرد.
پ.ن. عنوان این پست نام کتاب دیگری است از داریوش مهرجویی که قرار است توسط نشر هرمس منتشر شود.
